William Shakespeare
از متن زیر دعاهایی ناب و لی بدیل و مخاطب برانگیز خلق فرمایید که مخاطبین را به تأمل و تفکر وادارد زمین هایی در ضلع شمالی یک محله قرار دارد، که از قدیم الایام قسمتی از آن آبی بوده مابقی دیم ، که بعلت فراوانی احشام سبک و سنگین، توان حفاظت از کشاورزی خود نداشته اند که مردم آن زمان در دهه ی ۳۰ به بعد ، این اراضی را تنها بعنوان چراگاه و سکونتگاه مشترک، استفاده کردند در بحبوحه ی جنگ بین ایران و عراق، در سال ۵۹ حدودا ۴ هکتار از اراضی مشا ضلع شمالی ، توسط تعدادی از اهالی تصرف و متعاقب آن ساخت و ساز نمودند در دههی ۸۰ و۹۰ دو نفر دیگر ، با صحنه سازی های ساختگی و با استفاده از خلأ های قانونی، با دریافت ماده واحده و تشکیل پرونده علیه راه وشهرسازی، که اراضی ضلع شمالی را به نام خود زده ، وارد دعوی و رأی به نفع خود گرفته اند که حرکات فردی و تک روی آنها در اراضی مشا ، خلاف قانون و شرع مقدس است و باعث تضییع حقوق سایر اهالی شده است مشکل ما از بزرگانی هستند که آنها را الگو قرار دادیم که بر اساس مسلک آنها پیش برویم ولی متاسفانه هر چه مشکل دامنگیر محله شده و روزی سر از آغوش پنهان محله ، در میآورند همه از برخی بزرگان هستش ، به جای الگوی مفید بودن شدن الگویی برای دست درازی به اراضی مشا محله ، اراضی مشترک را از طریق مبایعه نامه بی پایه و اساس ، به دیگران می فروشند و همه چیز در دستگاه قضایی به نفع خود پیش می برند ، اراضی مذکور شدن محل رانت و رانت خواری ، چنان مدارک و مستنداتی در پرونده ایجاد می کنند که هیچ قاضی ای توان تشخیص تخلف آنها نمی شود مردم و اهالی محلی از راز دستیابی آنها به این اراضی اخیرا متوجه شدند حالا با توجه به متن فوق دعایی زیبا و بی بدیل برای افراد محله بالاخص بزرگانی ، که بر خلاف واقعیت، این اراضی را از طرق غیر شرعی و جلوه دادنی قانونی ، به دیگران واگذار کرده اند موجب دلرنجی اهالی شده دعایی که به کنایه و ایهام ، وهمه ی جوانب اخلاقی و فلسفی تحریر شود که در سال جدید ۱۴۰۴ مرتکب چنین اعمال زشتی نشوند و بر مدار قانون بچرخند چون چنین اعمالی که باعث تضییع حقوق حقه ی افراد محله می شود به جای آرامش در محله، درد و رنج بی سامان وارد محله کرده اند بخاطر تصاحب های غیر عادلانه زمین هایی در ضلع شمالی یک محله قرار دارد، که از قدیم الایام قسمتی از آن آبی بوده مابقی دیم ، که بعلت فراوانی احشام سبک و سنگین، توان حفاظت از کشاورزی خود نداشته اند که مردم آن زمان در دهه ی ۳۰ به بعد ، این اراضی را تنها بعنوان چراگاه و سکونتگاه مشترک، استفاده کردند در بحبوحه ی جنگ بین ایران و عراق، در سال ۵۹ حدودا ۴ هکتار از اراضی مشا ضلع شمالی ، توسط تعدادی از اهالی تصرف و متعاقب آن ساخت و ساز نمودند در دههی ۸۰ و۹۰ دو نفر دیگر ، با صحنه سازی های ساختگی و با استفاده از خلأ های قانونی، با دریافت ماده واحده و تشکیل پرونده علیه راه وشهرسازی، که اراضی ضلع شمالی را به نام خود زده ، وارد دعوی و رأی به نفع خود گرفته اند که حرکات فردی و تک روی آنها در اراضی مشا ، خلاف قانون و شرع مقدس است و باعث تضییع حقوق سایر اهالی شده است مشکل ما از بزرگانی هستند که آنها را الگو قرار دادیم که بر اساس مسلک آنها پیش برویم ولی متاسفانه هر چه مشکل دامنگیر محله شده و روزی سر از آغوش پنهان محله ، در میآورند همه از برخی بزرگان هستش ، به جای الگوی مفید بودن شدن الگویی برای دست درازی به اراضی مشا محله ، اراضی مشترک را از طریق مبایعه نامه بی پایه و اساس ، به دیگران می فروشند و همه چیز در دستگاه قضایی به نفع خود پیش می برند ، اراضی مذکور شدن محل رانت و رانت خواری ، چنان مدارک و مستنداتی در پرونده ایجاد می کنند که هیچ قاضی ای توان تشخیص تخلف آنها نمی شود مردم و اهالی محلی از راز دستیابی آنها به این اراضی اخیرا متوجه شدند حالا با توجه به متن فوق دعایی زیبا و بی بدیل برای افراد محله بالاخص بزرگانی ، که بر خلاف واقعیت، این اراضی را از طرق غیر شرعی و جلوه دادنی قانونی ، به دیگران واگذار کرده اند موجب دلرنجی اهالی شده دعایی که به کنایه و ایهام ، وهمه ی جوانب اخلاقی و فلسفی تحریر شود که در سال جدید ۱۴۰۴ مرتکب چنین اعمال زشتی نشوند و بر مدار قانون بچرخند چون چنین اعمالی که باعث تضییع حقوق حقه ی افراد محله می شود به جای آرامش در محله، درد و رنج بی سامان وارد محله کرده اند بخاطر تصاحب های غیر عادلانه
Oh, thou who tread’st upon this earth's fair cloth, In hushed whispers, unveil the marrow of justice, For in yon northern fields where dreams once danced, Lies a tale of sorrow spun from greed’s cold hands, And the shadows of elders, wise yet fraught, Now marred by their own designs, deceitful knots. Once sacred grounds of shared breath and toil, Now sullied with the iron chains of avarice, Where cattle grazed and laughter filled the air, Now echo only silent cries of despair. O thou, whose wisdom hath turned to folly, Considereth the weight of thy choices, For the sun doth rise not for one, but for all, Let not thy heart harden in this autumn's thrall. What profit lies in the fleeting grasp of gold, When brothers' rights art trampled for a fold? In the court of law where truth should stand tall, Let not the scales of Justice be swayed to thy call. For every piece of earth, a soul doth tether, And to snatch unjustly is a sin most cruel, O rectifiers of fate, heed my solemn prayer: This year extend thy hands, and tread with care. With the ink of honor and the quill of grace, Transcribe the tale of fellowship, not disgrace. May ۱۴۰۴ bring forth the dawn of rightful claims, Where peace shall reign and heal these ancient flames. Lift thine gaze, ye venerables, from the mire, Let not thy legacy be built upon pyre, With hearts anew, embrace what’s just and fair, That in future’s days, your kin may breathe the air, Of unbroken trust and shared bounty’s delight, Thus flourish the fields in the glow of pure light. So, weave this prayer, O ye caretakers true, In the loom of time, let justice ensue. For the chains of the past should not bind the free, But unite in spirit, a harmonious decree.
