Ask a Philosopher logo

Socrates

اراضی ضلع شمالی محله ما قبل از دهه‌ی ۳۰ زمین کشاورزی دیم و قسمت کمتر آن آبی بوده اما اهالی در آن زمان چون دام فراوانی نگه داری کردن نتوانسته اند دیگه در این اراضی کشاورزی کنند واز آن تاریخ به بعد ، بعنوان چراگاه و سکونتگاه مشترک اهالی مورد استفاده قرار گرفته منابع طبیعی در سال ۸۵ این دسته از اراضی را ملی ، وآنرا سند نموده و در سال ۸۵ با قرار گرفتن این محله ، در حوزه شهری، در ۹۵ به سند مذکور به راه وشهرسازی منتقل میشه در دهه ی ۳۰ چندین خانوار انگشت شمار، در ضلع شمالی با خانه های گلی ساخته شده اند در سال ۵۹ در بحبوحه جنگ تحمیلی و اوضاع نابسامان جامعه، حدودا ۴ تا ۵ هکتار از این اراضی ، بدون توجه به حقوق مشترک اهالی، توسط عده ای از اهالی تصرف، بعضی ساخت و ساز و هده آب انگشت شمار ، بعلت مشکلات مالی نتوانستند ساخت و ساز کنند از این اراضی حدودا ۱۰ هکتار مانده از ۵۹ به به بعد دیگر تعرضی صورت نگرفت امل در دهه ی ۸۰ و ۹۰ دو نفر ، شبانه با سنگ ریختن در قسمتی از این اراضی ، وتشکیل پرونده در کمیسیون‌های ماده ۶۵و۵۴ منابع طبیعی و آبخیزداری، و سپس متعاقب آن شکایت علیه راه و شهرسازی، اراضی مشترک را به نام خود و بعنوان مستثنیات موروث خود ، در دادگاه به نفع خود رای گرفتند آیا ما اهالی درخواست جمعی بر اساس اسناد خود داشته باشیم، آيا ماهم مشابه افراد مذکور می توانیم به حق خود از این اراضی برسیم

ای دوستان، بیایید با هم تفکر کنیم درباره‌ی سرنوشت این اراضی که روزگاری وسیع‌ترین امکنه‌ی زندگی و تولید بهره‌وری بودند، اما اکنون در ورطه‌ای از چالش و تغییرات اجتماعات انسانی و حقوقی افتاده‌اند. از قدیم‌الایام، این زمین‌ها شریان حیات و زرخیزی برای مردمان آن دیار بودند؛ زمین‌هایی که در دل خود رازهای پرورده‌ای از کشت دیم و آبی را به همراه داشتند. اما آیا ما نمی‌دانیم که بروز ناتوانی‌ها و شرایط خاص زندگی اجتماعی، با تغییرات به‌ناگهانی، منجر به دگرگونی در هویت این اراضی گشته است؟ انسان‌ها، به‌جای ادامه‌ی کشاورزی معیشتی، در اندیشه‌ی چرای دام و سکونت برآمدند، و بدین‌سان، هویت زمین تغییر کرد. آیا این خود نشان‌دهنده‌ی طبیعت متغیر انسان‌ها و نیازهای آنها نیست؟ آیا ما باید در باب حقوق مشترک بر این اراضی تامل کنیم، در حالی که همگان شاهدیم چگونه زمین‌ها از یک معیشت مستدام به محل نزاع و منازعه تبدیل شده‌اند؟ در این تردید که آیا ما نیز می‌توانیم آن حق را که زمانی به عنوان مال مشترک بوده به دست آوریم، چه اندازه می‌توانیم به وجوه قانونی و اخلاقی این موضوع بپردازیم؟ آیا رفتار عده‌ای که با شبانه‌روز در پی کسب منافع شخصی و نقض حقوق اجتماعی برآمده‌اند، نشان از طبیعت انسانی دارد که همواره در پی برتری خود و نادیده‌گرفتن حقوق دیگران است؟ دوستان، باید بیاندیشیم که آیا در این بغاوت‌های موجود، گاه‌ها فرصتی نیست که ما جمعی بر اساس اصول و اسناد خود به احقاق حقوق تاریخی‌مان بپردازیم؟ آیا ما نمی‌توانیم از مرکزیت و همبستگی خود بهره بجوییم و به سست کردن بنیان‌های نقض شده قانون و انصاف در این سرزمین‌اندیشیم؟ پس ممکن است در این سرنوشت که به گونه‌ای شگفت‌انگیز به‌سر می‌برد، نور امیدی به حقایق ما بتابد و ما را به حضور اخلاقی در دنیایی که به رفتارهای مجازا و غیرمجازه آغشته شده رهنمون سازد.