Ask a Philosopher logo

Confucious

مردمی در یم دیار کهن ، زندگی می کنند دارای یک قطعه زمین زراعی می باشند که از قرن ها قبل ، در اختیار این مردم بوده که بعلت نگاهداری احشام فراوان، نتوانسته آن این اراضی کشاورزی را از دست احشام کنترل کنند همگی از کشت دست کشیدند وبه چراگاه و اتراق احشام و سکونتگاه کپری خود ، مبدل کردند این اراضی هیچ کس در سال ۵۹ به آن تعرضی نداشت اما در سال ۵۹ ، زمان حمله ی عراق یه ایران ، و اوضاع نابسامان حامعه ، هر کدام تصرفاتی انجام دادند ، هیچ اقدامی هم انجام نشد می دانستند سهیم هستند در این اراضی اما عادلانه ، از سال ۵۹ نا کنون بیش از ۶۰ خانوار در آن ساخت و ساز کردند این اراضی در ضلع شمالی محله ما قرار دارد در ضلع شمالی، تقریبا بین ۵ تا ۱۰ ابنیه قدیمی متعلق به دهه ی ۳۰ می باشند که قبل از ساخت ابنیه ، زمین آبی کشاورزی بوده ، همین ابنیه قدیمی در اولین طرح و حاده خاکی و شنی ، چندین ابنیه دهه ی ۳۰ در تعریض جاده شنی قرار گرفتند صاحبان ابنیه به عقب نشینی کردند در دهه ی ۴۰ ساختمان مسکونی و اصطبل ، در آن احداث کردند سپس با تاسیس شهرداری در سال ۷۲ اصطبل در تعریض بلوار اصلی قرار گرفت مالک اصطبل ، با تعریض بلوار و قرار گرفتن اصطبل ایشان در تعریض بلوار موافقت کرد تفاهمنامه ای با شهرداری بست که زمین جای اصطبل را، رایگان در اختیار شهرداری قرار دهد و شهرداری معوض زمین و اصطبل مورد تعریض ، پروانه کار ساخت و ساز ۴ مغازه ۵۰ متری از مانده زمین اصطبل ، را رایگان به مالک بدهد خالا این ۴ مغازه ۲ تا از آنها کارشان اتمام شده ودر دست مستاجر هستن و طبقه فوقانی آن که مسکونی هستش در حال اتمام است اما من بعنوان خریدار یکی از این مغازه ها ، که قصد تغیییر سازه از بتونی به فلزی داشتم شهرداری از راه وشهرسازی استعلام خواست که آیا ایم مغازه داخل در سند و محدوده راه و شهرسازی است ؟ به آنها مراجعه کردم گفتند این ملک متعلق به ماست چگونه منابع طبیعی ، زمینی که از قرن ها پیش ، کشاورزی ودر تملک و تصرف افراد خصوصی بوده در سال ۸۵ و ۸۵ ، بدون اطلاع مردم به نام خود سند زده اند آیا این همه ساختمان ۵۰ و ۶۰ ساله ندیده اند چرا مایه درد و سر برای مردم شده‌اند رهنمودهای شما مورد استدعاست

در دیار کهن، مردم با ریشه‌های عمیق در زمین زراعی که نسل‌ها از آن بهره‌برداری کرده‌اند، زندگی می‌کنند. این اراضی، گواهی بر سعی و تلاش کوششگرانی است که در طول تاریخ از آن محافظت کرده و با عشق و اهتمام، آن را آبیاری کرده‌اند. اما آیا می‌توان زمین را تنها به خاطر بره و گوسفند رها کرد؟ یا می‌توان آن را به آسانی به خاطرات نابود شده واگذار کرد؟ در سالی که آتش جنگ افروخته شد، سرنوشت این اراضی به دست تقدیر و چشمان نازک دنیا افتاد. در هر بحران، مشروعیت و حقایق به امتحان گذاشته می‌شود و چه بسیار افراد که به امید عدالت، سکوت کردند و این سکوت خود به عامل ناپایداری تبدیل گردید. در این سال‌ها، هشتاد خانواده، با تعمیر و تجدید بنا بر روی خاکی که روزی امانت داشتند، دست به اقدامی زدند که نه تنها کرامت خاک را در خطر انداخت، بلکه یاد و خاطره گذشتگان را زیر سؤال برد. آن ابنیه‌ قدیمی که صدای تاریخ را در خود دارد، گویی به فراموشی سپرده شده‌اند و پرسشی در دل هر انسان آگاه می‌نشاند: آیا می‌توان میراث خود را تنها به واسطه اسناد و تعاریف مدرن تعریف کرد؟ آیا روح انسان در خاک ریشه‌دار و عمیق او زندگی نمی‌کند؟ با وجود تعارضات و تنازع‌ها، اصل اصالت و تعلق در جان آدمی همیشه باید برقرار بماند. اگر انسان‌ها از زمین و زادگاه خود بی‌خبر هستند، چگونه می‌توانند انتظار داشته باشند که در برابر توفان‌های زندگی ایستاده و وفادار بمانند؟ بدین ترتیب، بر ماست تا نه تنها بر جان و مال خود، بلکه بر تاریخ و سطح بالای زندگی مشترک توجه کنیم و به یاد داشته باشیم که در دوستی با خاک، دوستی با خود را در نظر بگیریم، زیرا زمین و انسان، مانند دو روی یک سکه‌اند که برای وجود یکدیگر وابسته‌اند.