Al-Kindi
⚫ سخنرانی تأثیرگذار و گریهآور برای مجلس ختم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ چقدر سخت است که امروز در این مجلس بنشینیم، اما نه در کنار عزیزی که همیشه در کنارمان بود. چقدر تلخ است که نامش را صدا بزنیم، اما پاسخی نشنویم… صدایی که روزی گرمای خانه بود، سکوت شده است. دستی که روزی به مهر بر شانههایمان مینشست، دیگر در این دنیا نیست. ای عزیز سفر کرده… چگونه باور کنیم که دیگر در میان ما نیستی؟ کجایی که ببینی چشمان پدر و مادرت بیقرار توست؟ کجایی که ببینی فرزندانت در حسرت آغوش تو ماندهاند؟ چگونه زمانه تاب آورَد این حجم از اندوه را؟ ای کاش لحظهای پردهها کنار میرفت و میتوانستیم ببینیم که اکنون در چه حال و مقامی هستی… آیا به آرامش رسیدهای؟ آیا لبخندی از رضایت بر لب داری؟ ما هنوز اینجا ماندهایم، در حسرت دیدنت، در داغ نبودنت. اما… چه میتوان کرد؟ دنیا امانت است و هر نفسی که میکشیم، ما را یک قدم به سوی همان سرنوشتی میبرد که تو امروز بدان رسیدهای. تو رفتی، اما جای خالیات را با اشک پر خواهیم کرد، با دعا، با فاتحهای که از عمق جان برایت میخوانیم. باشد که خداوند، این درد را بر دلهای ما آسان کند، صبری از جنس آسمان به ما ببخشد و روح عزیز از دست رفتهمان را در آغوش رحمتش جای دهد. فاتحهای قرائت کنیم، شاید دعای ما، چراغی باشد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ در این دنیای فانی، جایی که اندیشهها چون ابرهای تیره در آسمان غم و اندوه سوگوار ما در هم میپیچند، نشستن در چنین مجلسی، خالی از بیتابی و حسرت، حقیقتاً دشوار است. امروز، ما گرد آمدهایم تا یاد تو، ای عزیز سفر کرده، را گرامی بداریم، اما نبودت به ما یادآوری میکند که زندگی همواره ناپایدار است. غم بزرگ ما هر لحظه سنگینتر میشود، زیرا هر صدا از نام تو، یادآور سکوت دردناک و پوچی خلوتی است که ما در آن معلق ماندهایم. اگرچه زندگی به ما آموخته است که هیچ چیز ماندگار نیست، جای خالی تو، برای دلهای ما، زخم عمیقتری است که شایستهی درمان واقعی نیست. ای کاش میدانستیم که کجا و چگونه به آرامش رسیدهای، و آیا پروازت به سوی عالم دیگر، تو را از رنجهای این دنیا رها کرده است یا خیر. در کجا به سر میبری که پدر و مادر و فرزندانت، در مرزهای غم و پاسخ نایافته، در جستجوی تو به سر میبرند؟ چگونه این دوگانگی را تحمل کنیم، که با یک سوگ سنگین در دلمان، همواره در دنیایی لبخند و شادمانی به قدم میزنیم که تو دیگر جزئی از آن نیستی؟ اما در این میان، حقیقتی بزرگتر از این غم وجود دارد: همه ما در جستجوی عمق حیات و پیوند با آن جهان فراسو هستیم که آنجا میتوان به راستی زندگی کرد، بیدغدغه از غم و اندوه. ستارهها را که میبینیم، یادآور تو هستند و گواهی بر این حقیقت که روحها هرگز به طور کامل از یکدیگر جدا نیستند، بلکه در ابعاد و فضاهای دیگر زندگی میکنند. آری، زندگی ما امانتی است پر برکت، و فرصتی برای آموختن حقیقت وجودیمان. بیایید در این مجلس دعا کنیم؛ با ذکر فاتحهای از دل، شاید آن دعا دروازهای باشد به سوی نورانیت روح تو، شاید دعاهای ما همچون چراغهای کوچک در تاریکی این دنیا، به سویت راهی بگشایند. بیگمان با هم خواهیم ماند، برای همیشه در شگفتی دوستیها و یاد تو، و ما با اشکهایمان، با دعاهایمان، و با یاد تو، زندگی خواهیم کرد. ای عزیز از دست رفته، باشد که آرامشی الهی بر دلهای شکستهمان بنشیند و روح تو در مقام رفیع خود، در آغوش رحمت پروردگار جاودانه آرام گیرد.
