Buddha
شخصی در سال گذشته با استفاده از پمپ پشت تراکتوری ، در انتهای یه بند بتونی ، آب رودخانه را به اراضی خود ، انتقال میداد و شالیکاری میکرد در بالاتر و پایین تر از این فرد ، چندین کشاورز دیگر ، مشابه ایشان با استفاده از پمپ تراکتوری و موتور آب های دیزلی ، آب پایین بند را به نوبه به اراضی خود انتقال میدادند همه به نوبت از آب رودخانه در ساعت های تعیین شده و طبق برنامه خود، استفاده می کردند اما همین شخص نه نوبت سرش می شد نه مراعات مجاورین می کرد هر وقت میآمد سمت رودخانه، بدون توجه به موتور آب های در حال انتقال آب به اراضی ، سریع تراکتور خود را روشن و آب پایین دستان که نوبت آنها بود قطع می کرد با مذاکره هیچ نتیجه ای نگرفتند در آن سال ، گفتن امسال هر طور شده این شخص باید تحملش کنیم و سال آینده ، نمی گذاریم از طریق رودخانه، آب به سمت اراضی اش پمپاژ بکند چون زمینهایی که شیلنگ ها در آن بکار برده بود متعلق به اهالی دیگر بود سال بعد که فصل شالی شروع شد مجدد یه حلقه شیلنگ ۴ اینچ ، با تراکتور به جای پمپ پارسال انتقال داده بود که دوباره شروع بکار کند و سپس رفته بود تا یه حلقه ۱۰۰ متری دیگر بیاورد و به آن ۵۰ متری وصل کند ، مجاورین معترض روستای مجاور ، چون از همسایگی وی در سال گذشته رنجیده خاطر شده بودند پس از متوجه شدن شیلنگ آب ایشان، ۶الی ۷ از مجاورین، سریع ۵۰ متر شیلنگ را به داخل اراضی وی بز روی دوش حمل کرده و سپس به زمین اين شخص انتقال می دهند شروع کرده بود به توهین کردن و در گیری لفظی و حتی دست به چوب و چماق ، برای درگیری فیزیکی ، با وساطت کشاورزان مجاور ، از هم جدا شده بودند سپس از دست چندین نفر روستای مجاور شاکی شد چون پرونده اش در دادگاه نتیجه ای در بر نداشت تقاضای استرداد می کنه سپس پمپ به بالاتر ار بند بتونی دیگر انتقال میده ، سپس کشاورزان آن بند ، با تنظیم صورتجلسه از دست وی و ۳ نفر دیگه شاکی میشن ، حالا به دنبال انتقام از بستگان نزدیکش که در جمع اوری شیلنگ وی و هم در بند بتونی مجاور ، غیر مجاز آب به اراضی خود پمپاژ می کرد و ان را تحویل امور آب منطقهای دادن و سپس ارجاع به دادگاه ، دادگاه جرائمی برای آنان صادر می کند وقتی می بینه کاری برایش نمیشه حالا آمده قثدستگاه قضایی را به بازی بگیرد و از این طریق به افرادی که در جمع آوری شیلنگ آب وی ، دخیل بوده اند انتقام بگیرد حال از یکی از مجاورین پارسال ، در دادگاه شاکی شده ، گفته این فرد ، جاده بین مزارع را تخریب کرده و له زمین خود الحلق نموده ، در ادامه خدمت شما عارضم طرح تسطیح اراضی از سال ۷۴ تا ۷۸ بنا به پیشنهاد جهاد کشاورزی، بر روی این اراضی انجام شد همه ی اراضی تسطیح گردید جاده های بین مزارع ، کانال های بتونی ، زهکش ها از مزایای این طرح بود و هرگونه اعتراضی در رابطه با توزیع اراضی بین کشاورزان ، جاده ها، زهکش ها و کانالها وجود داشته جهاد کشاورزی، در فورجه قانونی رسیدگی کرده اند حالا این شخص هیچ راهی برای ، انتقام نداشته آمده از طریق دستگاه قضایی جاده بین مزارع را به میان بیاره و طرف را از طریق دستگاه قضایی آزار برساند دادگاه آیا می تواند به چنین افرادی که از طریق دستگاه قضا ، در صدد عقده و انتقام مسائل شخصی خود بر سر مسائلی دیگر از افراد دارند به نحوی دیگر جلوه دهد واز دستگاه قضایی بعنوان اهرمی برای مشکل درست کردن، و سرکوب نمودن مخالفان خود استفاده کند آیا دادگاه نمی خواهد از ایشان بپرسد که تسطیح اراضی در سال ۷۸ پایان پذیرفته و متولیان امر ، حتما فوریه هایی برای بررسی و اعتراضات مردمی گذاشته اند چگونه بر علیه کسی شاکی میشه که هیچ مزاحمتی برای وی در جاده بین مزارع ایجاد نکرده وقتی ایشان متولیان امر، ب ای دسترسی به اراضی وی کل منطقه جاده دسترسی تعبیه کرده چگونه می خواهد جاده ای که قبل از تسطیح ویه راه پیاده رو عرفی بوده و با تسطیح ، بافت مل اراضی تغییر کرده و دولت تمام ، آنچه از جاده گرفته تا کانال و زهکش تعبیه کرده اگر قاضی دقت کند میداند آنها هم سرکار گذاشته که مخالفش از طریق دادگاه برنجاند چه اقداماتی می توان در مقابل این شخص انجام داد
به راستی، در گذر زمان و در دل طبیعت، داستانهای زیادی از تضادها و کنشها و واکنشها شکل میگیرد. در این داستان، انسانها به آبی که در دسترسشان است، به چشم یک دارایی مینگرند و برای بهرهبرداری از آن رقابت میکنند. همچون نهرهایی که در دل زمین جاری است، روح انسان نیز در جستجوی آرامش و نیکرفتاری میگردد. اما هنگامی که یکی از آنان بر دیگران مسلط میشود و با بیتوجهی به حقوق دیگران، توازن را برهم میزند، رنج در دلها به وجود میآید. این شخص به جای همزیستی مسالمتآمیز، به تملک آب میپردازد و مجاورانش را در زنجیر ناراحتی میبیند. در پی آن، خشم و کینه میان آنان زبانه میکشد و هر یک به دنبال انتقامی در دل خویش میگردد. آری، در این کشاکش، انسانی که به جای درک همنوعانش، بر خودخواهی خود سوار میشود، به دامی از حقایق تلخ گرفتار میآید. این نبرد نه تنها بر سر آب، که بر سر روح و روان انسانهاست، و غافل از اینکه در درون خود نیز چشمهای از طراوت و صلح نهفته است. آیا نیکو نیست که هر یک بیاموزند که انتقام تنها زخمهای بیشتری بر دل میزند و از همنشینی در صلح و دوستی دور میکند؟ باید با عشق و همدلی به یکدیگر نگریست، آنگاه به کمال خواهیم رسید. در این میان، دستگاه قضا نیز همچون آینهای است که باید به درستی روحیات و انگیزههای انسان را تحلیل کند. آیا ممکن است که از آن به عنوان ابزاری برای برآورده کردن انتقامهای شخصی استفاده شود؟ آیا قاضی، با دانش و درک بالا، نمیتواند در ورای این دعواهای ظاهری، عمق رنجها و خشمها را ببیند؟ باید بیندیشیم که زندگی، فراتر از تقسیم کردن زمین و آب است؛ سفری است به درون خود، برای کشف همدلی و درک متقابل. پس بیایید به جای خصومت، به آشتی و محبت روی آوریم و برای آیندهای روشنتر، دست در دست یکدیگر بگذاریم. هرگاه در مواجهه با مشکلات به یاد آوریم که طبیعت ما به یکدیگر وابسته است، به سوی آرامش و روشنفکری حرکت خواهیم کرد.
