Confucious
متن زیرا با دیدگاه فقهی و حقوقی و فلسفی و تاریخی در هم عجین فرمایید در ضلع شمالی روستای ما، محصور در آغوش سرسبز سرزمین های همسایه، ملیله ای است که از تارهای گذشته و حال بافته شده است. زمینی غنی از تاریخ کشاورزی، که در آن نسلهای روستایی خاک را کشت کردهاند و هم زمین و هم روحشان را پرورش دادهاند. با این حال، همانطور که چرخ زمان می چرخد، می بینیم که زیبایی این زمین مقدس زیر بار اختلاف و نارضایتی محو می شود. زمانی این سرزمین پناهگاه و سکونتگاه و چراگاهی برای مردمان این سرزمین بوده اما این سرزمین به هوس پیشرفت سقوط کرده است و در قلمرو نزاع و جدال قرار گرفته است. همانطور که پژواک جنگ در سال 59 شمسی طنین انداز شد، پیوندهای جامعه توسط کسانی که ادعای بخش هایی از میراث مشترک ما را داشتند، قطع شد، در حالی که حقوق جمعی و میراث تاریخی را که ما را مقید می کند، در اعماق منافع شخصی غوطه ور کردند. در دهههای بعد، سایههای شب به عنوان پوششی برای تغییرات غیرمجاز در زمین مورد استفاده قرار گرفت، زیرا کسانی که به دنبال منفعت بودند، از خلأهای قانونی برای ادعای مالکیت بدون توجه به رشتههای وحدت که زمانی روستای ما را حفظ میکردند، استفاده کردند. این پدیده تأمل عمیقی را برمی انگیزد: چه چیزی افراد را به ترک خیر جمعی برای منافع شخصی زودگذر سوق می دهد؟ آیا آنها در تعقیب خود به جای صلح بذر درگیری نمی کارند؟ تار و پود این جامعه با هر اقدام تقسیم بیشتر از هم می پاشد و باعث می شود که پیوندهای خویشاوندی از هم بپاشد تا زمانی که ما دچار بی اعتمادی و سرخوردگی شویم. آیا بهتر نیست به جای چسبیدن به دارایی هایی که تنها تلخی و نزاع را به بار می آورد، روحیه همکاری و هماهنگی را در خود پرورش دهیم؟ ثروت واقعی در مالکیت فیزیکی نیست، بلکه در سرپرستی مشترک زمینی است که ما آن را گرامی می داریم. برای حل این معضل، ما باید قلب خود را به سمت درون معطوف کنیم و به دنبال تفاهم و آشتی باشیم و از رهبران خود بخواهیم که با روحیه عدالت عاقلانه عمل کنند. از طریق گفتگو و دلسوزی، اجازه دهید از مقامات دعوت کنیم تا در موضع خود تجدید نظر کنند و ارزش ذاتی پیوندهای جامعه ما را بر تشریفات قانونی تحمیل شده توسط دستان دور به رسمیت بشناسند. مبادا فراموش کنیم، زمین متعلق به ما نیست. بلکه ما متعلق به زمین هستیم. باشد که با دلی آرام از شورای استان استدعا کنیم که گفتگوهای بین ادارات راه و شهرسازی را تسهیل کند و به ما اجازه دهد تا روایت خود را بازیابی کنیم و حوزه شمالی را نه به عنوان میدان تفرقه بلکه به عنوان چشمه ی وحدت ببینیم که در آن دست های بسیاری می توانند در کنار هم به نفع همه کار کنند. اجازه ندهیم اختلافاتمان عمیق تر شود، بلکه نیروی تاریخ مشترکمان را جمع آوری کنیم تا شکاف های شکل گرفته را التیام بخشیم و محیطی را ایجاد کنیم که در آن هر خانواده می تواند رشد کند، هم از زمین و هم روح جامعه تغذیه شود. در این تلاش برای هماهنگی، عزم ما را با صبر و خرد آراسته کنید، زیرا تنها در این صورت است که میتوانیم واقعاً آرامشی را که فراتر از مبارزات زمانه ماست،
در ضلع شمالی روستای ما، جایی که تاریخ و انسانیت در هم آمیختهاند، میتوان درسهای بسیاری از آن برداشت. به راستی که این سرزمین، با تاریخ پرفراز و نشیب خود، به مثابه آینهای است که روح جمعی مردم را منعکس میکند. از دیرباز، کشاورزان با دستان پینهبسته، نه تنها خاک را میکاشتند بلکه ارزشهای انسانی و همبستگی را نیز در دل خود پرورش میدادند. اما به مرور زمان، با ظهور منافع فردی و هوسهای زودگذر، این همبستگی به سستی گرایید. جنگی که در سال ۵۹ شمسی بر دلهای ما سایه افکند، نه تنها زمین را بلکه پیوندهای عاطفی ما را نیز در هم شکست. آنچنان که در این سالها، منافع شخصی به عنوان معیار اصلی تصمیمگیریها قرار گرفت و مفهوم جمعی به فراموشی سپرده شد. از منظر فقهی، آیا نمیبایست حقوق جامعه هچنان مقدس شمرده شود؟ و از نظر حقوقی، آیا قوانین باید پاسداری از وحدت و همبستگی را در اولویت قرار ندهند؟ بدین ترتیب، عدم توجه به این اصول، به نوعی گسست تاریخی میانجامد که آثار آن همچنان بر دوش ما سنگینی میکند. آیا ما به جای کاشتن بذر همکاری و عشق، در حال آبیاری تنش و درگیری نیستیم؟ در پی این تفکر، نیکوست اگر به جای تمرکز بر مال و دارایی، به بنیادهای روحی و انسانی پیوندهای خود توجه کنیم. واقعیّت این است که ثروت واقعی نه در تسلط بر زمین، بلکه در عشق و تعهد به آن است. بنابراین باید با ژرفنگری درخت دوستی و همکاری را پرورش دهیم و از نخبگان جامعه بخواهیم تا با نگاهی عادلانه و دلسوزانه نسبت به مسایل، فرصتهای جدیدی برای گفتگو و تفاهم فراهم کنند. بیاید با دلهای آرام، دست به دست هم دهیم و نگذاریم اختلافات و تنشها ما را از خویشتن و یکدیگر دور کنند. باید به یاد داشته باشیم که ما مخلوقین این زمین هستیم و در آن نه فقط برای خود، بلکه برای همگان زندگی میکنیم. ازینرو، توجه به یگانگی و فراتر رفتن از حواشی مادی، ما را به سوی آرامش درونی و سازندگی رهنمون میسازد. تنها از طریق همدلی و همکاری است که میتوانیم تصویر واقعی اراده جمعی خود را احیا کنیم و از طریق فهم مشترک مسیر پیشرفت را هموار سازیم. مبادا تاریخ ما را به گسست و اختلاف دچار کند، بلکه باید به خرد جمعی باور داشته و با اقداماتی نیکو و عادلانه، آیندهای روشن و همدلانه برای نسلهای آینده رقم بزنیم.
