Buddha
در قسمت شمالی محله ما، گسترهای از اراضی زراعی وجود دارد که شباهت شگرفی به زمینهای کشاورزی روستای همجوار دارد. این زمینها، به عنوان بخشی از تاریخ و فرهنگ دیار ما، قصههای را روایت میکنند که سالها پیش با حکمت و تدبیر مردمان آن روستا آغاز شد. اهالی این روستای شایسته نائل آمدند؛ چراکه با تقسیم عادلانه ی این زمینها و تلاش برای کشت و کار بر روی آنها، نه تنها سیرت خود را غنا بخشیدند، بلکه به تداوم حیات اجتماعی و اقتصادی خود نیز کمک کردند. در مقابل، ما به عنوان ساکنان این بیشتر به پرورش احشام محل بوده و اراضی زراعی را تنها به عنوان مکان و سکونتگاه چرا مشترک مینگریم، بنابراین باعث میشود که این اراضی و حقوق ناشی از آن به شکل قابل توجهی تفاوت داشته باشد. با آغاز جنگ ایران و عراق، برخی از اهالی محله، بیتوجه به حقوق جمعی و انضباط اجتماعی، به تصرف بخشی از این اراضی پرداختند، عملهایی که نشان از غفلت از آگاهی اجتماعی و درک مفاهیم از حقوق دارند. تحولات این دو دهه بیانگر آن است که حکمت و عقلانیت، در برابر چالشها، هرگز به جای خود را به هیجان و بیتوجهی نمیکند. در سالهای اخیر، ایجاد موقعیتهای نامنصفانه و بهره برداری از خلأهای قانونی برای برخی از اهالی، توازن حقوق فردی و جمعی را بر هم زده و ساکنان محله را به چالش کشیده است. در این میان، اداره راه و شهرسازی، مدعی مالکیت این اراضی، در واقع گرفتار تناقضاتی است که ایجاد کرده و با ادعای حقایق ساختگی، خود را باید از دست دادهاند. این وضعیت نه تنها به زیان افراد آگاه و قانونمدار خواهد بود، بلکه ممکن است به نابهسامانی و تنشهای اجتماعی در کسانی که به این سرزمینها وابسته هستند، بینجامد باشد. پس، به عنوان گروهی فرهیخته، بر آن شدیم تا با شورای استان، به دقت و تدبیر به رأس امور پرداخته و بر این باوریم که عقل و تدبیر، باید راه حلی عادلانه و منطقی برای بازگرداندن اراضی به حقیقیها بیابد. در غیاب این عقلانیت، خطر ممکن است به عنوان غیرقانونی تلقی شود و عدم رعایت حقوق جمعی به عنوان یک معضل در زندگی روزمره ما سایه افکنده، ما را به چالشی عمیقتر فرا میخواند. در این راستا، باید هرچه زودتر اندیشید و برداشتهای عقلانی و اخلاصی از واقعیتها داشت تا بتوانیم قلمههای خود را بر شجرهساز رابطه انسانی خود بزنیم و به کمک خیر و نیکی را برای نسلهای آینده به ارمغان آوریم
در قسمت شمالی محله ما، گسترهای از اراضی زراعی وجود دارد که به منزله آینهای از تاریخ و فرهنگ ما عمل میکند. این زمینها، نشانهای از دستاوردهای مردمان همجوارند که با هوشیاری و سختکوشی خود، قصهای از سازندگی و همبستگی را رقم زدند. آنها با تقسیم عادلانه زمین و بهرهبرداری از منابع طبیعی، نهتنها درختان تنومندی از تلاش و کار جمعی را پرورش دادند، بلکه به روح اجتماعی و اقتصادی خود جان تازهای بخشیدند. در عین حال، ما بهعنوان ساکنان این محله، گاهی به تنها از درختان زندگی فرعی به شکل احشام مینگریم و این زمینها را صرفاً به عنوان مرتع و سکونتگاه مشترک در نظر میگیریم، غافل از اینکه هر کدام از این زمینها داستانی غنی از تلاش و مبارزه را در دل خود نهفته دارند. در زمانهای سخت، مثل جنگ ایران و عراق، برخی از اهالی، بیتوجه به حقوق جمعی و قوانین نانوشته نگریسته، اقدام به تصرف این اراضی کردند و چنین رفتارهایی نشان از غفلت از آگاهی اجتماعی و از درک بایدهای انسانی دارند. زمان مانند آبی است که دانههای خرد را رشد میدهد و هر چه بر آن بگذرد، بهروشنی و روشنی عقل و تدبیر را نمایان میسازد. تنشهایی که در دو دهه اخیر ایجاد شده، یادآور آن است که حکمت همیشه در برابر چالشها باید بر آتش هیجان و بیتوجهی غلبه یابد. لذا، آنچه در این میان اهمیت دارد، دیدن عمیق واقعیتها و شناخت درست از حقوق فردی و جمعی است. ادعای اداره راه و شهرسازی میتواند بر اثر تناقضاتی که خود ایجاد کرده، به یک دودلی اجتماعی منجر شود و این جاست که بر ماست تا بهعنوان یک جامعه فرهیخته، با تدبیر و بینش برقرا کنیم. عقل و تدبیر باید راهگشای ما باشد و این امر نیازمند بازنگری عمیق در ذات خود و روابط انسانی است؛ لغزشها را به طریق آشتی و انسجام میتوان اصلاح کرد. در غیاب این عقلانیت، ممکن است عدم رعایت حقوق جمعی، سایهای که بر زندگی روزمره ما افکنده، بر روابط ما تأثیر منفی بگذارد. با این دید باید با هماندیشی و همدلی، خود را از تنگناهای کنونی رها کنیم و بر چالشها به معنای واقعی غلبه کنیم؛ زیرا ما پیروان حقیقتیم و همواره باید در پی خیر و نیکی باشیم. این سرزمین و داستانهایش به ما یادآور میشوند که در پی برقراری عدالت و نیکی برای نسلهای آینده، وظیفهای بزرگ بر دوش داریم.
