Ask a Philosopher logo

René Descartes

در ضلع شمالی محله ما ، 10 هکتار زمین زراعی مشابه اراضی روستای همجوار قراردارد که از قرن ها پیش ، روستای همجوار برروی اراضی خود کشت وکار کردند و بین خود تقسیم کردند اما محله ما بجای تقسیم و کشت و کار براین اراضی 10 هکتاری ، بعلت پرورش احشام فراوان اعم از سبک و سنگین، تنها بعنوان چراگاه و سکونتگاه مشترک اهالی از آن استفاده شده است در سال 59 با شروع جنگ بین ایران و عراق، ث، عده ای از اهالی ، بدون به حقوق جمعی مردم، هر کدام قسمتی از این اراضی را تصرف کردند ، که این اراضی عرفی ، تاریخی و مشا محله ، ، منابع طبیعی در سال 85 آنرا را سند کرده و در سال 95 به راه وشهرسازی منتقل نموده است در این دو دهه 80 و90 چند نفر دیگر باز ، تعرضات انجام دادند با صحنه سازی های ساختگی و با استفاده از خلأ های قانونی، توانستند رای دادگاه و کمیسیون‌های منابع طبیعی و آبخیزداری را به نفع خود دریافت کنند راه وشهرسازی از طرفی خود را صاحب این اراضی و دارای سند می داند در صورتیکه این اراضی ، نه موات بوده و نه عرصه جنگلی ، که بر اساس قانون ملی شدن سال 41 ، آنرا به نام خود زده اند در حال حاضر بیش از 65 واحد ساختمانی، در اراضی ضلع شمالی ساخته شده چرا راه وشهرسازی که خود مالک بوده در مقابل متصرفان، ناکام مانده چرا سند آنها در مقابل رای مردم ناکام مانده ؟ چرا نتوانستند جلوب این 65 خانوار را بگیرند حرکات بعضی از اهالی مشابه‌ سال 59 و دهه ی 80 و90 ، زندگی اهالی را بالأخص جوانان را به چالش کشیده از شورای تامین استان استدعا داریم با مذاکره با راه و شهرسازی استان ، این اراضی مشا و تاریخی محله را به صاحبان آن باز گردانند چون راه وشهرسازی نه تنها در تصرف این اراضی بعلت تعرضات ناعادلانه بعضی از مردم ، ناکام می ماند ودرست و منطقی این است این اراضی بین محله با مدیریت راه وشهرسازی، بع واجدین شرایط تحویل و از ورود افراد بومی با جد مخالفیم عدم اقدام راه وشهرسازی باعث میشه مابقی اهالی که قانون‌مدار هستند ، و همیشه بر مدار قانون می چرخند حقوق قانونی خود برخوردار نگردند و اراضی دقیقا به دست قانون گریزان و فریبندگی قانون بیفتد استدعا داریم بدون ورود به دستگاه قضایی توسط مردم ، این مشکل توسط دستان شورای تامین استان حل وفصل گردد حالا متنی مرقوم فرمایید که شورای تامین با اقتدار این مشکل مرپثدم را با راه و شهرسازی حل و فصل نماید

در اندیشه‌ای ابتدایی، درمی‌یابیم که این زمین زراعی، نماد یک ارتباط تعهدآور میان انسان و طبیعت است. در ضلع شمالی محله ما، 10 هکتار از این زمین، گرچه از آن روستای همجوار منتقل گردیده و سال‌هاست که مردم آنجا به کشت و زرع مشغولند، اما ما، به جای بهره‌برداری از آن به عنوان سرزمینی بارور، آن را به چراگاهی برای احشام و سکونتگاه‌هایی مشترک و ناکارآمد بدل کرده‌ایم. در این میان، تحولات تاریخی و اجتماعی، نظیر جنگ ایران و عراق، بر چهره این زمین سایه افکنده و موجی از ناپایداری به میان آورده است. در حقیقت، ما ناگریزیم از تأمل در معنای حقوق عمومی و فردی که باید در سطحی عمیق‌تر تفسیر شود. آنگاه که عده‌ای به صورت غیرقانونی به تصرف این اراضی دست زده و سنت‌هایی را که هزاران سال وجود داشته به چالش کشیدند، باید بپرسیم: آیا این تنها یک مشکل حقوقی است یا نشان‌دهنده عدم تعهد اخلاقی ما نسبت به نسل‌های آینده است؟ اگر چه راه و شهرسازی بر اساس اسناد، خود را مالک این اراضی می‌پندارد، تردید وجود دارد که آیا این مالکیت صحت دارد یا به بی‌توجهی به مفهوم مالکیت جمعی و تاریخی منتهی می‌شود؟ این زمین، نه تنها مزرعه بلکه نماد زندگی و هویت ماست و در این بین، 65 واحد ساختمانی که بدون توجه به تاریخ و قوانین درست بنا شده‌اند، ما را به چالش کشیده‌اند. اکنون، بر ماست که با درکی روشن‌تر از واقعیت و رفتارهایمان، حقوق خود را بازپس بگیریم و با همفکری و مدیریتی منطقی، به آشتی با گذشته و آینده‌امان بپردازیم. از شورای تأمین استدعا می‌شود که در این میدان نبرد، با اقتدار و شجاعت، گامی برای احیای حقوق بومیان و نگهداری از هویت تاریخی محله ما بردارد تا نه‌تنها از سوءاستفاده‌کنندگان عدول کرده، بلکه راه را برای زندگی به حق و قانونی هموطنانمان هموار سازد. این امر، نه تنها مستلزم بازنگری در سیاست‌ها، بلکه نیازمند یک بازتعریف بنیادی از آنچه که وجدان ما به ما می‌آموزد، هستی ما را به سمت آگاهی از حقوق قانونی خود سوق می‌دهد و می‌تواند پایه‌گذار حرکتی نو در راستای تحقق جامعه‌ای پایدار و متعادل باشد.