René Descartes
آدم های به ظاهر عادل و طرفدار عدالت، در گروه محله خود رت چه زیبا نشان می دهند اما افکار ، نوشتت ها های آنها بوی نفاق و اختلاف می دهد چه جملاتی در خور این افراد آست
در نظر من، انسانها بهویژه در محافل اجتماعی خود، به ظاهر میتوانند اندیشههای عادلانه و اصولی را دنبال کنند، در حالی که درون خود دچار تناقضات عمیق و نفاق هستند. آنگاه که به تحلیل رفتار این افراد میپردازیم، درمییابیم که آنچه بر زبان میراندند و آنچه در دل میپرورانند، غالباً با یکدیگر در تضاد است. اگر بنیاد عادلانهای بر افکارشان بنا کردهاند، چرا در عمل و کردار، کسانی را که آنان را مینپسندند، رد کرده و در اندیشههای خود نادیده میانگارند؟ این نشان میدهد که ظاهراً عدل و انصاف در نگاه عمومی برای ایشان تنها نقابی است بر چهرهای ملتهب و پنهان از تعصبات و اختلافات باطل. آیا نفاق را میتوان نشانهی آن دانست که واقعاً در جستجوی حقیقت نیستند و خود را در محفلهای عادلانهِ́ اجتماعی محبوس کردهاند، تا فرار از مواجههای شجاعانه با افکار و گرایشات خود کنند؟ اینک بیندیشید؛ آیا عدالت واقعی نیازی به دقت در نیت و افکار دارد یا اینکه تنها به عمل ظاهری و لفظی بسنده میکند؟ لذا باید در پی یافتن جملاتی باشیم که نه تنها بازتابدهنده اخلاقیاتی باطنگرایانه باشند، بلکه نسبت به آن دوگانگی که ظلمت و نور را در وجود انسانی تقسیم میکند، آگاهانه بیندیشند. در پایان، به گمان من تنها با روشنگری بر افکار و اندیشههایمان است که میتوانیم به درکی عمیقتر از خود و جامعه برسیم و حیات حقیقی و انسانی را در پی جستجو و تفکر بیابیم.
