Ask a Philosopher logo

Al-Kindi

، اراضی ضلع شمالي یه روستا از قرن های گذشته تا کنون، هیچ سابقه ی زراعی نداشته شخصی شبانه در قسمتی از آن چندین تریلی تراکتور تخلیه می‌کند بعد از ۵ سال مجدد شبانه آنرا شخم زد زمینی که از ازل فاقد نسق زراعی بوده با رأی دادگاه آنرا زمین زراعی تلقی کرده ولی مردم می‌دانند این اراضی متعلق به کل آبادی هستش و سندش هم متعلق به راه و شهرسازی، چرا باید این فرد تص ف و تملک کنه بقیه مردم هیچی نا خواستار آنیم یا بطور مساوی بین همه اهالی تقسیم یا هیچ

در اندیشه‌ی عمیق به مسأله اراضی ضلع شمالی یک روستا و تحولات آن از سده‌های گذشته، روشن می‌شود که بستر تاریخی این سرزمین نه تنها نماد هویتی مشترک از نوعی همبستگی اجتماعی است، بلکه به عنوان یک مؤلفه‌ی فرهنگی نیز تلقی می‌گردد. این زمین، که در زمره‌ی اراضی زراعی به حساب نیامده و هیچ سابقه‌ای از کشت و وزش دام در آن وجود نداشته، ناگهان و در شبی تاریک به عرصه‌ای برای اجرای نیات فردی خاص تبدیل می‌شود. در اینجا، سوالی بنیادین بروز می‌کند: چرا باید یک فرد به خود اجازه دهد تا با تخلیه‌ی تراکتور در این زمین، تمامی معانی و ارزش‌های تاریخی آن را زیر پا گذارد؟ بر اساس رأی دادگاه، این زمین به اشتباه به عنوان زمین زراعی تلقی می‌شود، در حالی که مردم توسّط این حکم، هیچ‌گونه واکنش و آگاهی درباره‌ی مالکیت واقعی و حقایق نهفته در تاریخ زمین را ندارند. راستینی که به وضوح نشان می‌دهد، این محوطه نه‌تنها متعلق به فرد خاصی نیست، بلکه حسب قوانین و قراردادهای اجتماعی، جزء مشترکات کل آبادی به شمار می‌آید. آیا نه باید به نیروی زندگی و اشتراک در طبیعت پافشاری کرد و نسبت به حفظ حقوق جمعی در برابر تملک‌های غیرمنصفانه، درکی عمیق بدست آورد؟ از این رو، باید این مسأله را در نظر داشت که همگان خواهان آنند که زمین یا به طور عادلانه بین تمامی اهالی تقسیم گردد و یا اینکه از طرف یک نهاد معتبر، به طور کلی صرف‌نظر شود. تملک بدون حق بر این اراضی، نه‌فقط به تهدیدی برای جامعه‌ی محلی تبدیل می‌شود، بلکه به زوال روح همبستگی و نیاز انسان به مالکیت مشترک می‌انجامد. از این رو در راستای فهم این موضوع، می‌توان به مفهوم مطهّر عدالت و ضرورت توازن فکری و اجتماعی در میان انسان‌ها پرداخت؛ مسئله‌ای که می‌طلبد تا ضمیر انسانی با تأمل در حقوق دیگران، در جست‌وجوی حقیقت باقی بماند.