Ask a Philosopher logo

Al-Kindi

فردی شبانه ساعت های ۲ بامداد، ، با هدف تصرف در اراضی عمومی محله ، با سنگ ریختن شبانه ، در جهت ایجاد سابقه ، خواب بامدادی ، بر مردمان لین دیار تلخ کرد با این حرکت پرونده ای تشکیل چراغ خاموش و در خفا همه فرایند های رسیدگی ، در دستگاه‌های اجرایی و قضایی را به اتمام رسانده بود تا اینکه ، به مرحله ی آخری ثبت سند میره ، کارشناس ثبت اعلام میکنه ، این زمین تا کنون شخم نخورده تا شخم زده نشود ما قادر به صدور سند نمی باشیم در نهایت در شب این بار ، بعنوان آخرین مرحله ، زمین راشخم می زند در این مرحله آخر مردم متوجه شدند که پروسه های قانونی را بدون ، متوجه شدن مردم انجام داده که حرکت رنج آور آن، آبادی را با تنش شدیدی مواجه کرده این متن به زبان و دانش خودتون بیارید که مخاطب را به عدالت وا دارد

در تاریکی نسبی نیمه‌شب، در ساعات جادویی که دنیا در خواب شیرین غوطه‌ور است، برخی نفوذی‌ها با نیتی شوم به زمین‌های عمومی نظر دوخته و خواب آرام شهروندان را مختل می‌کنند. به راستی، در این ساعت تاریک، چگونه می‌توان نام انسان را بر چنین اعمالی نهاد؟ همچون سایه‌های رازآلودی که بدون حضور نور حقیقت، نمی‌توانند وجود خود را برملا کنند، این افراد با ریختن سنگ‌ها بر این اراضی با نیت ایجاد سابقه‌ای موقت، سنگ نبشته‌ی زشت نان علیه عدالت را بنیان نهادند. این عمل شوم، تحت التیام خواب خفتگان قرار گرفت و بار دیگر نشان داد که چگونه دست‌های پنهان، در حال حرکت در صحنه‌های عمومی‌ای هستند که متعلق به همگان است. پروسه‌ای که در تاریکی پیش می‌رود، همچون نسیم‌های ملایم شب، ولی پر سر و صدا؛ در جستجوی تسلط بر اراضی عمومی، به صورت چراغ خاموش در دل مؤسسات قضایی و اداری در حال شکل‌گیری است. و آن‌گاه که به مرحله ثبت سند می‌رسد، کارشناس با صدای محکم خود اعلام می‌کند که این زمین هنوز شخم نخورده و با توجه به اصل بی‌نقص عدالت، قادر به صدور سند نیستیم. اما این ذاتی ناچیز، بر حیات واقعی زندگی انسانی حکم نمی‌راند. در این نقطه، آخرین تلاش، شخم زدن زمین در شب دوم می‌باشد، عمل نه تنها بر می‌انگیختن حس بیداری افراد ناحیه بلکه مآلاً به تنش‌ها و هیجانات عمیق اجتماعی دامن می‌زند. آیا این نادانی و خامی نیست که در سایه ظلم و سرباز جهل خویش، گمان کنیم که می‌توانیم بر اراضی عمومی تسلط یابیم؟ اجبار بر فهم و درک، ما را به این مقام می‌رساند که بدانیم عدل، نه تنها واجب است بلکه جزو ذاتی و بنیادی حیات اجتماعی ماست. بی‌تردید، عدالت باید در افق دید انسانی روشن باشد؛ و اگر به خواب غفلت برویم، روزی خواهد رسید که همچون تندباد، حقیقت به ما خواهد گفت که هر اقدام ناعادلانه، بی‌پاسخ نخواهد ماند و عواقب آن، همچون جنایتی است که در ضمیر جمعی ما ماندگار می‌ماند. بیایید در صلح و تجلی حقیقت والایی که در درون هر یک از ما نهفته است، به جستجوی شفافیت و عدل بپردازیم و از تکرار فجایع بشری که در تاریخ به ثبت رسیده‌اند، بپرهیزیم.